کلبه فراقط!!!
یک شنبه 12 شهريور 1391برچسب:, :: 5:49 بعد از ظهر :: نويسنده : عرفان
منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز چه شكر گويمت اي كردگار بنده نواز ازهرچه ميرودسخن دوست خوشتر است پيغــــام آشنـــا نفس روح پرور است گر مُخيّر بكنندم به قيامت كه چه خواهي دوست مارا وهمه نعمت فردوس شمارا عشقپيش ازاجلم كشت وبه مردن نگذاشت شادازاينم كه مرادوست به دشمن نگذاشت براي خاطر دشمن ز ما بريدي مهر طريق دوستي اين است؟مرحبااي دوست خودپرستي زشما دوست پرستي از من غم جـــان است شما را غم جانانه مرا ز حد گذشت جدائي ميان ما اي دوست بيا بيا كه غلام توام بيا اي دوست هزار سال پس از مرگ من چو باز آيي ز خاك نعره بر آرم كه مرحبا اي دوست چو روز حشر برآريم سر ز خواب اجل به روي دوست شود باز چشم بستة ما شور بزم دوستان از نالة گرم من است همچو بانگ ني ميان انجمن پيچيده ام شرح جفاي دوست نه بهر شكايت است مقصود ذكر اوست دگرها حكايت است رفتي ز چشم و مانده به جا ماجراي تو خالي است در دو ديده ام اي دوست جاي تو نظرات شما عزیزان:
|
موضوعات آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان |
|||
![]() |